شاید

هیچ گاه فکر نکردم که شاید روزی اینگونه به پایان بیاندیشد:
ساده بود
ساده زندگی کرد
و ساده عاشق شد
هنوز هم نگاه بی قرارش را به یاد دارم
همیشه سکوت را خوب معنی میکرد
و در جواب تمام سوال ها فقط لبخند میزد
چه ساده از تمام حرف ها و نگاه هایش دل کندم گذشتم...
از همه چیز حتی از خلوت ناگفته هایش....
من هیچ وقت نفهمیدم سر چشمه این همه سکوت و غرور از کجا بود...