سلامخوبین؟؟؟من اصلا خوب نیستم میبینین که گریم گرفته

فیزیک هالیدی سر نمیشه هی میخونمGlasses انگار نه انگار خوندم دیگه سرم  داره میترکه از صبح افتادم رو حرکت نسبی اخرشم هیچی نفهمیدماستادشم یه سوالایی میده ادم مخش هنگ میکنهدارم دیوونه میشم خدایا چی کار کنم خودت این قفل مغر اکبندمو باز کن

حوصله نوشتنم ندارم دیگه برم بابای

شلاااااااام

به نام خداااااا شلام شلام حال شوما احوال شوما؟؟چطول مطولید؟؟

خب چی بگم از کی از کجا ؟؟اها از روز اول دانشگابا کلی دنگ و فنگ بالاخره ما هم واس اولین بار رفتیم تو کلاس روز اول همه دختر پسرا مظلوووووومهر کی از میومد سلام نمیداد به پسرا البته اونام سر به زیر بودن بیچاره ها ولی خداییش خیلی بد میشه بری تو کلاس دم در ادم بشینه و تو بلانسبت شما عین گاو سرتو بندازی ژایین بری اونور

هنوزم که هنوزه یخ بچه ها باز نشده یواش یواش پیشرفت میکنن

والله ما گفتیم بریم دانشگا یکم راحت میشیم از این درسا نمدونستیم تازه اول راهیم هر کی میاد امیدواری میده از سال بالایی ها گرفته تا استادا میگن مهندسی شیمی سخته خیلیا مشروط میشن و ما هم دقیقا این شکلی میشیمکه ای خداااااا ما چه گناهی کردیم خودت بما رحم کن

فقط اینو بلدیم از اینور حیاط بریم اونور حیاط واس سلف و کتابخونه و بانک و نمدونم چی چیو چی چی بعد دوباره همون راهیی که دیگه یجورایی حساسیت ژیداکردم بهش دوان دوان بیاییم سر کلاس و روز از نو روزی از نو

ولی خداییش خوبه  بیچاره مامانم هرروز میگه رفتی دانشگا کم بخندیا متین باش منم که کاملا برعکس عمل میکنماخه دست خود ادم نیس که ناگهانی یه سوژه میاد جلوت حالا من چجور خودمو نگه دارمو نخندم

 

یهویی حس نوشتن پریدفعلا بابای