یه آرزو کن.....

حالا قاصدک رو فوتش کن...

          

قاصدک تو مشتم بود..

یادم افتاد بهم گفته بودند

اگه قاصدک دیدی بگیرش یه آرزو بکن

گفته بودند:قاصدک آرزوها رو میبره پیش خدا تا بر آورده بشه..آخه قاصدک اسمش روشه دیگه قاصد....

 قاصدک تو دستام داشت خراب میشدیه آرزو کردم..

فوتش کردم تو آسمون..نمیدونم چند وقت گذشت..

ولی آرزوم برآورده نشد..

 امروز هم  یه قاصدک تو مشتمه

همه اون حرف ها هم یادمه

همون آرزو..همون خواسته..اما

من دیگه باور نمیکنم..قاصدک رو فرستادم رو هوا

 بدون هیچ آرزویی...!!

ولی دیدم سقف آرزوهایم سر به فلک کشیده است!

گفتم:

خدایا!

می شود قاصدک هایت را

             به حوالی خانه ام مهمان کنی؟؟