خدا گفت:به دنیایتان می آورم تا عاشق شوید.آزمونتان تنها همین است:عشق.و هرکه عاشق تر آمد نزدیکتر است.پس نزدیکتر آیید نزدیکتر!
عشق کمند من است.کمندی که شما را پیش من می آورد.کمندم را بگیرید.ولیلی کمند خدا را گرفت.خدا گفت:عشق فرصت گفتگوست.گفتگو بامن.با من گفتگو کنید.و لیلی تمام کلمه هایش را به خدا داد.لیلی هم صحبت خدا شد.خدا گفت:عشق همان نام من است که مشتی خاک را بدل به نور می کند.و لیلی مشتی نور شد در دستان خداوند..!!
(عرفان نظر آهاری)
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم تیر ۱۳۹۰ ساعت ۱:۴۰ ب.ظ توسط ** پروانه**
|
سلام