وقتي كه دلت گرفت ... وقتي كه دلتنگ شدي ... وقتي كه ديدي هيچكس نيست باورت كنه... وقتي فهميدي كسي نيست به حرفات ودرد دلهات گوش كنه ... برو كنارپنجره ، پنجره رو باز كن و يه نگاه به آسمون بنداز، فرق نمي كنه شب باشه يا روز ، آفتابي باشه يا ابري فقط بهش نگاه كن ، ناخودآگاه احساس آرامش وجودت رو تسخير مي كنه ، روحت به پرواز در مياد مي ري تا اوج ابرا، كنار مهربوني كه هر چقدر هم پيشش بموني راضي نمي شي كه ازش دل بكني . يه لحظه چشماتو ببند آروم نفس بكش اون وقتي كه آروم مي شي ومي فهمي اونقدرام تنها نيستي و يكي هست كه همش با توئه .

اگه اشكات اومد بيخيال ، بزاربباره وبدون اون موقع ست كه به آرامش واقعي مي رسي و پشتت واسه مقابله با مشكلاتي كه داري محكمتر ميشه وحالابا توكل بيشتربه اون بزرگ دوستداشتني مي توني بقيه ي مسيرت رو ادامه بدي وقتي پنجره رو مي بندي انگار كه برگشتي جاي اولت اما اينبار با اميد و توكل بيشتر.

سعي كن نه تنها وقتي دلتنگي بلكه هميشه حتي اگه يه ذره هم شده به سراغش بري و باهاش درد دل كني و يادت باشه كه پيوند چشماتو با آسمون قطع نكني