تبليغاتX
سرزمین پروانه ها


سرزمین پروانه ها

ناليدن بلبل ز نوآموزي عشق است ، هرگز نشنيديم ز پروانه صدائي

 

نقاره ها ز اوج مناره وزیده اند

مردم صدای آمدنت را شنیده اند

زیباتر از همیشه شده آستان تو

آقا! چقدر ریسه برایت کشیده اند

نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 12:55 بعد از ظهر توسط **پروانه کوچولو**| |

هر کس به چیزی تبدیل می شود که به آن عشق می ورزد.

اگر سنگی را دوست داشته باشد سنگ می شود.

اگر هدفی را دوست داشته باشد به آن هدف تبدیل می شود.

اگر به فردی عشق بورزد آن فرد می شود.

و اگر به خدا عشق بورزد خدایی می شود.

اینک انتخاب با خود شماست...!

                                                                                         دکتر علی شریعتی

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 4:22 بعد از ظهر توسط **پروانه کوچولو**| |

 

یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوچه ی لیلا نشست

عشق آن شب مستش کرده بود

فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او

پر زلیلا شد دل پر آه او

گفت یارب از چه خوارم کرده ای

بر صلیب  عشق دارم کرده ای

جام لیلا را بدستم داده ای

و ندر این بازی شکستم داده ای

نشتر عشقش به جانم میزنی

دردم از لیلاست آنم میزنی

خسته ام زین عشق دل خونم مکن

من که مجنونم تو مجنونم مکن

مرد ای بازیچه دیگر نیستم

این تو لیلای تو ....من نیستم

گفت ای دیوانه لیلایت منم

در رگ پیدا و پنهانت منم

سالها با جور لیلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا را در دلت انداختم

صد قمار عشق یکجا باختم

کردمت اواره ی صحرا نشد

گفتم عاقل میشوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یا ربت

غیر لیلا بر نیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی

دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سر میزنی

در حریم خانه ام در میزنی

حال لین لیلا که خوارت کرده بود

درس عشقش بیقرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم

صد چو لیلا کشته در راهت کنم

 

نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 10:38 بعد از ظهر توسط **پروانه کوچولو**| |

نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 3:41 بعد از ظهر توسط **پروانه کوچولو**| |


Design By : Night Skin

كدهای جاوا وبلاگ